أحمد رحمانى همدانى ( مترجم : سيد حسن افتخارزاده )

33

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي )

مقدمهء مترجم بسم اللّه الرحمن الرحيم و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّيّبين الطّاهرين ، سيّما بقيّة اللّه فى الأرضين سخن از مظلوم است و فريادش ، سخن از ستمديده است و دادخواهىاش ، سخن از شناخت ظلم است و ظالم ، فضيلت است و فضيلت‌مدار ، علم است و عالم ؛ سخن از زهد است و زاهد ، از عفّت است و پاكدامنى ، تقوا و پارسايى ، شب‌زنده‌دارى و دعا ، تربيت فرزند و ادب نسبت به پدر و مادر ، شوهردارى و خانه‌دارى ، مسئوليّت اجتماعى و دلسوزى نسبت به دين ، امر به معروف است و جهاد ، موعظه است و خيرخواهى ، مبارزه است و پرخاش ، و خلاصه : دفاع از حريم ولايت است و ارزشهاى دينى . آرى ، سخن از همهء اينهاست كه يك جا در وجود دخت گرامى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، همسر با وفاى امير المؤمنين عليه السّلام ، مادر امامان و پيشوايان دين ، گرد آمده است . سخن از فاطمهء زهرا عليها السّلام است كه علاوه بر اينكه زهراست ، بتول است ، فاطمه است ، و خود او در عين فضايل اكتسابىاش ، داراى فضايل بيشمار الهى است ، كه خود دختر پيامبر بودن و همسر امير مؤمنان و مادر حسنين و « أمّ الائمة » بودن نيز فضيلتى است كه از آغاز آفرينش تا فرجام خلقت ، كسى را چنين فضيلتى نيست . سخن از زهراست كه « مصحف » او يكى از منابع علوم امامان بوده و تا او زنده بود گويى نبوّت ادامه داشت ، كه امير المؤمنين وى را « بقية النبوّة » خواند . آرى سخن از فاطمه است و در اينجا روى سخن با كسانى است كه هرگاه از مسلمانان بدى مىبينند و از متظاهران به ديانت ، خيانت ، و يا از مدّعيان توليت اسلام و سرپرستى مسلمانان و خلافت و جانشينى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ظلمى و ستمى ، انحرافى و خلافى مشاهده مىكنند ، از اسلام برمىگردند و با قرآن قهر مىكنند و به رسول خدا پشت كرده و از عترت او گلايه‌مند مىشوند . آرى ، به اينها مىگوييم كه بياييد و ببينيد كه چگونه دختر پيامبر اسلام از مدّعيان توليت بر اسلام بدى ديد و از مسلمانان نامهرى ، و از صحابهء پيامبر زورگويى و اجحاف ؛ بياييد و ببينيد كه پيش از شما ، و جلوتر از همهء كسانى كه از متظاهران به اسلام خيانت و بدرفتارى ديده‌اند به او ظلم و ستم شد . خانه‌اش را به آتش كشيدند ، كودكش را كشتند ، شوهرش را از